الشيخ محمد علي الگرامي القمي

44

خودسازى و مسائل روانى (فارسى)

كار گرفت و مىتوان به طور ناگهانى از خواب بيدار كرد ، و در اين صورت اگر به خطر نيفتد به مثل معروف ره صد ساله مىرود در عبارات معمولى خودمان مىگوئيم از خواب پريد ، اين گونه بيدارىهاى ناگهانى در حكم پرش است و مىتوان فورا به كارهاى مهمى وادار نمود . بيدار كردن سربازان مخصوصا هنگام خطر به وسيله بوقهاى تند همين نكته را دارد مردم شبيخون زده كه به اين وسيله از خواب پريده حمله متقابل به دشمن را شروع مىكنند بهتر مىتوانند قدرت تحرك از خود نشان بدهند . البته اين نوع بيدار كردن خفتگان احيانا خطر سكته را در بر دارد ولى در صورت رهائى از خطر ( كه از نظر روانى بحث جالبى است و اجمالا بايد بگويم لازم است توجه خفته بيدار شده را به قضيه مهمى جلب كرد ؟ ! ) قدرتى عجيب ( كه شايد كلمه نه دهم و يك دهم فقط به عنوان مثال باشد ) توليد مىشود ، البته پس از استفاده از چنين قدرتى احتياج به استراحت ممتدى نيز هست . . خفتگان روحى نيز به همين نسبت به دو طريق بيدار مىشوند : انقلاب - تدريج . گر چه انقلاب و پرش همه جا مفيد نيست و فى المثل براى مبتلايان به بيمارى « غم » شايد كمتر مؤثر باشد ولى در بسيارى از موارد مخصوصا دربارهء تنبلها و هوسرانها مؤثر است . چنان كه در ناتوانان جنسى هم سفارش مىشود براى رفع كسالت و بيمارى ناتوانى جنسيشان آنها را با صحنه‌اى بسيار مهيج مواجه كنند كه